برچسب:
نویسنده: رها احمدپور
روزگار شهر ما هم خوب نیست
حال و روز مردمان مطلوب نیست
ولوله افتاده در هر جامعه
گوییا آفت زده این مزرعه
لیکن ای یاران خداوند حاضر است
بر همه احوال مردم ناظر است
آید آن روزی که بار دیگری
رخت بر بندد ز عالم مفتری
زندگی بر کامتان شیرین شود
مهر هم در زندگی رنگین شود
جان و دل گردد مصفا از محَن
جانشان راحت ز غم هر مرد و زن
آن خداوندی که ما را آفرید
رحمتش همواره بر ما شد نوید.
۱۳۹۸.۱۲.۰۹ ۲۳:۴۰ "یسار"
برچسب:
نویسنده: رها احمدپور
برچسب:
نویسنده: رها احمدپور
در چمنزار دگر تاب تماشایم نیست
از پس حادثه ها طاقت فردایم نیست
می رود روز و شب از عمر گران بی هوسی
تاب دوری ز مه ماه فریبایم نیست
جلوه نور رخش راحت جان همه است
لیک از این جلوه گری دیده بینایم نیست
محنت و غم همه جا نقل مجالس شده است
با همه درد و الم روشن فردایم نیست
هر شب از روشنی نور امیدی خرسند
گر چه در ماذنه ها صوت دل آرایم نیست
عاشقان زندگی عالم فانی گذراست
گر چه در جام جهان تاب تماشایم نیست.
۱۳۹۸.۱۲.۱۱ ۲۳:۰۹ "یسار"
برچسب:
نویسنده: رها احمدپور
از خداوند جهان لطف فراوان داریم
بر همه قدرت و بر حکمتش ایمان داریم
او دهد روزی هر بنده فراوان و کریم
گر چه ما بر نِعَمَش شکر نه چندان داریم
گاه با سختی و محنت کهدهد بر بنده
ابتلایی است که بر او صبر چو انسان داریم
یاری و لطف و خطا پوشی او را هر دم
از دعاهای شب و حال پریشان داریم
باشد از لطف و عطوفت بگشاید گره ها
که به هر قهر و به هر لطف حق ایمان داریم.
۱۳۹۸.۱۲.۱۲ ۱۸:۵۴ "یسار"
برچسب:
نویسنده: رها احمدپور
برچسب:
نویسنده: رها احمدپور
برچسب:
نویسنده: رها احمدپور
صحبت از لاله خونین جدایی است که نیست
کام تلخ و رخ زردم ز هوایی است که نیست
روزها در کنف صنع تو ای خالق جان
نفس گرم مسیحای هدایی است که نیست
زندگی ها شده جولان حوادث شب و روز
این چنین در دل ما جور و جفایی است که نیست
لحظه ای راحت و اسودگی از رنج و تعب
چشم بر صبح امیدی به شفایی است که نیست
یا رب از گوشه عالم نظری باز فکن
جز نگاهی ز عنایت ز خدایی است که نیست
۱۳۹۸.۱۲.۱۶ ۱۷:۰۰ "یسار"
برچسب:
نویسنده: رها احمدپور
برچسب:
نویسنده: رها احمدپور
درد عشق یار درمان دل است
روی زیبایش حلال مشکل است
تا به روز واپسین دارم امید
او بود مرهم که درد کامل است
۱۳۹۸.۱۲.۱۷ ۲۳:۰۳ "یسار"
برچسب:
نویسنده: رها احمدپور